تبليغاتX
تقدیم به بهترینم (مهرنوش جان)
HEPOP
جوک شنبه دوم تیر 1386 11:51 «
1.ترکه تو انتخابات کاندید می شه 3 تا رای می یاره . شب می ره خونه خانومش یکی می خوابونه تو گوشش می گه: می دونستم پای یه زن دیگم وسطه

2.از تركه ميپرسن: اگه امريكا حمله كنه چيكار ميكني؟؟ ميگه: اول خونسرديمو حفظ ميكنم... بعد زنگ ميزنم 110


3.يه روز يه ترك رو به جرم دزدي مي برن دادگاه .قاضي مي گه خجالت بكش اين دفه چهارمه كه مياي دادگاه .تركه به قاضي مي گه تو خجالت بكش كه هر روز اينجایی

4.وزارت ارشاد شعر ((اتل،متل،توتوله))را به دلايل زير ممنوع كرد:1.وجود كلمات توتوله،پستان و تحريك كودكان2.استفاده از كشور هندوستان3.زن كردي4.ترويج بي حجابي...............شعر اصلاح شده:....اتل متل زباله،گاو حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش ضخيمه


5.آيا مي دانيد ميزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتیا 60 درصد بيشتر از انواع پژو مي باشد؟ روابط عمومي شركت سایپا

نوشته شده توسط پسر بابام | موضوع: | لینک ثابت |

سیر تکاملی دنیا شنبه دوم تیر 1386 11:51 «

سال 1230

مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم...

زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...

مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...

-- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه

سال 1280

مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...

مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...

-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه

سال1330

مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...

زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...

مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...

-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه

سال1380

مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...

زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).

مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...

سال1400

دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ی ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو...

باباه:جیکش در نمی یاد...

زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...

-- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه !!

نوشته شده توسط پسر بابام | موضوع: | لینک ثابت |

شنبه دوم تیر 1386 11:49 «
کرک
ادامه مطلب>>>
نوشته شده توسط پسر بابام | موضوع: | لینک ثابت |

بسکین رابینز شنبه دوم تیر 1386 11:48 «
یه سری بستنی فروشیه که چند وقتی باز شده چندین شعبه هم داره(میلاد نور خوردین میرداماد و ...)در دکوراسیون بندیش و ظرفاش و نورپردازیش و ... از تم های صورتی استفاده میکنه به منظور خر کردن مشتری های تین ایجر.

شیوه کارشم اینه که حدود ۴۰ نوع بستنی به طعم های مختلف میوه ای و کاکائویی و قهوه و....گذاشته و تست هم میذاره بکنید.و هر مزه اش رو که انتخاب بکنید میشه ۱۲۰۰ تومن ولی اگه ظرف بزرگتر یا ۲ تاییشو بردارید میشه دونه ۱۰۰۰ تومن.اصطلاحا میگن یه اسکوپ.

قیمتاش سر سام آوره ولی خوشمزس.

 

نوشته شده توسط پسر بابام | موضوع: | لینک ثابت |

پیتزا میخوش شنبه دوم تیر 1386 11:47 «
یه پیتزا فروشیه قدیمی که کلی تجربه تو درست کردن پیتزا داره والحق و الانصاف پیتزاهاش خیلی ردیفه.

پیتزاهاش نونش خیلی خوشمزه اس .خیلی ضخیمه و خیلیم پر ملاته و خلاصه میتونم به جرئت بگم بهترین پیتزا فروشیه تهرانه.

قیمتاشم بالاس ولی خب کیفیت کار خیلی بالاس.۳۸۰۰ تومنه هر پیتزاش.برای هر پیتزام معمولا ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول میده که نسیتا زیاده.

اینم آدرسش:میدون فاطمی-ضلع شمالی میدون سلماس-پیتزا میخوش

 

نوشته شده توسط پسر بابام | موضوع: | لینک ثابت |

3 سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 3:23 «
چند روز پیش با خانومم رفتیم سینما

فیلم پارک وی بود.

مهمترین مساله ایی که باعث جذب من و خیلی بدبخت های دیگه برای دیدن این فیلم شد چسبوندن لیبل +۱۶ به این فیلم بود که خواه ناخواه آدم کنجکاو میشه

داستان از این قرار بود یه بچه خوشگلی به اسم کوهیار که مایه دارم هست میره یه دختر مایه دار که باباش برجسازه رو میگیره.یه چند روزی از زندگیشون تو کاخشون میگذره که دختره دوستش میاد میگه اگه حوصلت سر رفته بیا بریم تاتر کار کنیم.دختر میگه باشه و میرن ولی کوهیار شک میکنه و دنبال دختره میاد هر روز.یه روز که دختره برا تمرین میخواسته بره از خواب پا میشه سریع حاضر میشه بره یهو میبینه در اتاق قفله.شاکی میشه میره سمت کیفش که موبایلش رو ور داره میبینه نیست.میره سراغ تلفن میبینه سیماش چیده شده.میره از ایوون بره میبینه در اونم قفله.خلاصه تا شب زندانی میشه آخر شب پسره میاد با یه کت شلوار سفید در رو واز میکنه یهو دختر قاطی میکنه یه مجسمه پرت میکنه طرف یارو.کوهیار جاخالی در میده.بعد کوهیار دختر رو میکشونه پایین و یه حالت سن مانند درست کرده و مامانش(بیتا فرهی در نقش فلور) هم نشسته رو سن.پسره به دختره میگه نقش لورا رو تو الان باید برا من بازی کنی!!دختره میگه تو دیوونه ای و ...من بازی نمیکنم و فلان فیثار...و د فرار...که کوهیار به مامانه میگه مامان ازش بخوا که برام بازی کنه و مامانه میره دختره رو هل میده به دیوار و میکشتش به چک و لگد که باید بازی کنی.خلاصه این مادر و پسر معلوم میشه که مشکل روانی داشتند و این بدبخت رو ۳ روز بدترین شکنجه ها رو بهش میدن(با سیگار میسوزوننش با کمربند میزنش پسره و ..)ولی از اونجا که دختره قرار بوده بره تاتر و نمیره و تلفنشم جواب نمیده دوستاش نگران میشن و میرن در خونه و ...

بقیش رو خودتون ببینید که لااقل یه ذره ذوق براتون بمونه

این فیلم رو نباید در ژانر وحشت طبقه بندی بلکه در ژانر کمدی و کمیک میکردند.جلوه های بصری فوق العاده ابتدایی.دیالوگ ها ضعیف.صحنه های به اصطلاح ترسناک کمتر از ۵ دقیقه. تمرکز بر روی ثروتمند بودن افراد و کلی عیب ایراد و دیگه که به نظر من شگرد تبلیغاتی + ۱۶(همچنین خوشنامی کارگردان) بودنش سبب میشه که آدم بره فیلم رو نگا کنه و پشیمون بیاد بیرون.

نوشته شده توسط پسر بابام | موضوع: | لینک ثابت |

2 سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 3:0 «

پسر: دوست دارم

 پسر: چه قدر تو خوبي ! كاشكي تو رو براي هميشه داشته باشم .

 پسر: مي خوامت براي هميشه دختر يه نيم نگاه

 پسر: چرا باور نداري دوست دارم ؟؟؟

 دختر دلش مي لرزه . نمي دونه بايد چه كار كنه اما قلبش مثل قلب يه گنجشك كه توي دستهاي يه غريبه ست مي تپه. اما بالاخره.... دختر مي خنده. پسر قهقه مي زنه. حالا دو تايي با هم مي خندند. واي كه چه قدر قشنگ صداي خنده هاي دو تا گنجشك عاشق.

 دختر:راست مي گي منو مي خواي براي هميشه.

 پسر: آره به خــدا!

 دختر چشم هاشو رو هم مي ذاره و مي گه : منم مي خوامت.

 پسر دست دختر رو آروم تو دستاش مي گيره و نوازش مي كنه . دستاشو مي بوسه و يه لبخند مي زنه. قلب دختر تند تند مي زنه.

 دختر: فردا مياي به ديدنم ؟؟

 پسر:آره ، مگه مي شه كه نيامو تو رو نبينم.

 چه روزاي قشنگي دارن . خوش به حالشون.

 دختر منتظره.

 دختر: چرا دير كرده هميشه كه زود ميومد . واي خدااااا كاشكي زود تر بياد.

 پسر سرشو مياره نزديك سر دختر پسر: سلام گلم دختر بر مي گرده...

 دختر: سلام

 دختر: چرا دير كردي دل نگرونت شدم مگه تو نمي دوني قلب من خيلي نازك زود مي شكنه.

 پسر: قربون اون قلب نازكت برم، آخ ببخشيد عزيزم كارم طول كشيد.

دختر: اشكال نداره عزيزم.

 حالا اونا با هم خوش اند . دل در گرو دل هم ديگه چشم تو چشم هم ديگه . توي يه روز قشنگ بهاري كه نسيم بهار صورت آدم رو نوازش مي ده....

 پسر:اوم م م ، من يه دروغ به تو گفتم.

 دختر:چي؟

 پسر: منو ببخش. نبايد به تو دروغ مي گفتم از روز اول بايد راستش رو مي گفتم.

 دختر: مگه چي گفتي؟

 پسر: من...

 دختر گوش مي ده. هيچ چي نمي گه. قطره هاي اشك صورتشو مي پوشونه اون قدر كه جز اشكاي خودش ديگه هيچ چي رو نمي بينه. با دستاش صورتشو پاك مي كنه اما نمي تونه نمي تونـــــــــه جلوي گريه شو بگيره.

 پسر: اگه بخواي مي تونيم فقط مثل دو تا دوست صميمي باشيم....

 دختر:من دوست دارم . من تو رو مي خوام براي هميشه . من دوست صميمي نمي خوام. چرا با من اين كارو كردي؟ چرا از اول نگفتي ؟ پسر هيچ چي نمي گه تنها حرفش اينه كه ...

 پسر: يه حس خوبي نسبت به تو داشتم با خودم گفتم اگه راستشو بگم ممكن از دستت بدم اما ... بايد به تو مي گفتم.

دختر: حالا اين حرفا يعني چي ؟ يعني مي خواي من برم ؟

 پسر: سكوت

 دختر: باشه . هر طور تو بخواي . من حرفي ندارم. نمي خوام باعث رنجش تو بشم. خداحافظ ، هر جا كه هستي شاد باشي و سلامت.

 حالا دختر تنهايه ، حال و روزش بد جوري خرابه. داره سعي مي كنه با خودش و عشقش كنار بياد اما سعي نمي كنه كه عشقشو فراموش كنه.

 دختر: اون كه مي دونست من و اون مال هم ديگه نيستيم پس چرا عاشقم كرد؟ چراااااا؟ چرا دلمو با خودش برد و ديگه پس نداد. آره، مي دونم كه اون حق داره كه براي زندگيش آزادانه تصميم بگيره و من حق ندارم باعث رنجش اون بشم چون اون خيلي خوبه . ولي كاشكي مي دونست كه چه قدر دوستش دارم.

 آره، كاشكي پسر مي دونست كه دختر چه قدر دوستش داره . اون قدر كه راضي شد به خاطرش پا روي قلبش بذاره. كاش پسر مي دونست كه شكستن دل يه گنجشك گناه داره !!!

 

نوشته شده توسط پسر بابام | موضوع: | لینک ثابت |

ایرانسل سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 2:48 «

تبلیغ جدید ایرانسل

۳ کیلو نون خشک بیار یه خط ایرانسل ببر.

نوشته شده توسط پسر بابام | موضوع: | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox «


 
Copyright © 2006 - Site bus: پسر بابام & Designer: Hessam Sedaghati